قصهٔ باحواس از یه کلاس بازیگری برای نوجوونها در تیران شروع شد؛ جایی که فهمیدیم آموزش خشک جواب نمیده و بچهها دنبال شادی، بازی و همدلیان. این مسیر، قدمبهقدم، به باحواس رسید.
نمایش خلاق این روزها طرفدارهای زیادی پیدا کرده و همین نیاز، گاهی بهانهٔ دورههای کمعمق و بیپشتوانه شده. باحواس اومده که جلوی این هرجومرج بایسته.
باور ما اینه که اگه یه مسیر معنای روشنی نداشته باشه و تلاش واقعی پشتش نباشه، آدمها خودشون تشخیصش میدن. برای همین هر چیزی که اینجا یاد میدیم، از دل سالها تجربهٔ کلاس، پژوهش و یادگیری مداوم اومده.
قدمبهقدم، از تیران تا باحواس
همهچیز از انجمن هنرهای نمایشی تیران شروع شد؛ اول بازیگری، بعد کارگردانی و بعد آموزش بازیگری به نوجوونها. خیلی زود معلوم شد آموزش خشک روی این بچهها جواب نمیده؛ اونها میخواستن شادتر یاد بگیرن.
جستوجو برای یه روش تازه، به کتاب «نمایش خلاق» یدالله آقاعباسی رسید. این متد رو روی همون بچهها امتحان کردیم و جواب داد.
در کارگاه آقاعباسی، وقتی از تجربههای کلاسمون تعریف کردیم، با شوق استقبال کرد و دعوتمون کرد تجربهها رو در سایت «Creative Drama» بنویسیم. همین گفتوگو، اعتمادبهنفس ادامهٔ مسیر رو داد.
سالهای دانشجویی، سالهای مطالعهٔ جدی بود. حدود سال ۸۷ تصمیم گرفتیم نمایش خلاق رو حرفهایتر دنبال کنیم و بعد از پایان دانشگاه، بهعنوان یه شغل جدی بهش نگاه کردیم.
در یه کارگاه بازی دیدیم بیشتر بازیها رقابتیان و گفتیم نمایش خلاق پر از بازیهای غیررقابتیه. همین جمله به اولین کارگاه رسمیمون رسید: «آشنایی با بازیهای نمایشی و نمایش خلاق».
همزمان، تئاتر کاربردی و زیرمجموعهش، تئاتر شورایی، رو در کارگاه علی قهرمانی آموختیم و در همایش بینالمللی اسیتژ (ASSITEJ) به میزبانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حضور داشتیم.
مقالهای دربارهٔ مشارکت در تئاتر کودک و نوجوان ارائه دادیم که شروعش هم با بازی بود و بعد چاپ شد. هفت سال طول کشید تا بفهمیم دنبال چی هستیم: نه رقابت، که مشارکت و همدلی.
رقابت یا رفاقت؟ معلومه که رفاقت.
در تهران باید جمع نمایش خلاقیها رو پیدا میکردیم. در انجمن تئاتر کودک و نوجوان، خانم فائزه فیض پیشنهاد داد روشمون رو مکتوب کنیم و در جمع مربیها ارائه بدیم. در همین ارائه با خانم غنیزاده، از پیشکسوتهای نمایش خلاق، آشنا شدیم.
یک سال بعد، خانم غنیزاده ما رو به آکادمی راما دعوت کرد تا دورهٔ تربیت معلم نمایش خلاق رو طراحی کنیم؛ دورهای که سه مدرس، هر کدوم ۲۰ ساعت حضوری، درس میدادن. از همونجا مسئولیت مدیر آموزش راما رو هم به عهده گرفتیم.
این همکاری ادامه داشته و اسفند ۱۴۰۲ یازدهمین دورهٔ تربیت معلم نمایش خلاق برگزار شد. خیلی از هنرجوهای این دورهها امروز خودشون مربی تربیت میکنن.

در دورههای فلسفه برای کودک (فبک) زیر نظر مدرسانی مثل یحیی قائدی و دکتر صفاییپور شرکت کردیم. دغدغهمون این بود که این فضا خشکه و به بازی نیاز داره؛ برای همین فبک و نمایش خلاق رو در طرح درسها تلفیق کردیم، هم با بچهها و هم با مربیها.
قبل از کرونا هم به دعوت خانم فیض در جشنوارهٔ تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور داشتیم.
با رصد منابع خارجی با دیوید فارمر آشنا شدیم و در کارگاهش شرکت کردیم؛ تجربهای که ما رو چند پله جابهجا کرد. فارمر تأکید داشت نمایش باید به سمت «فکرپروری» بره.
با اجازهٔ خودش، کتابش رو همراه قاسم وفادار، کارشناس ارشد تئاتر، ترجمه کردیم؛ ترجمهای که سه سال طول کشید و بهزودی با عنوان «درام آموزشی» منتشر میشه.

بعد از کارگاه فارمر، دورهٔ آنلاین «تفکر خلاق» دانشگاه سلطنتی لندن رو گذروندیم و روشهای گروهی خلاقیت رو از اونجا آموختیم. بعد هم در سطح یکِ دورهٔ Mantle of the Expert (MoE)، یکی از تکنیکهای نمایش خلاق، شرکت کردیم و مشتاق سطح بعدی هستیم.
همهٔ این سالها، حالا در باحواس کنار هم نشسته: دورههای آنلاین، کارگاههای حضوری و کتاب؛ برای مربیها، معلمها، روانشناسها و پدر و مادرهایی که میخوان با بدنشون فکر کنن.
اگه میخوای معلم خوبی باشی، باید دانشآموز خوبی باشی.
جمال میرجعفری، مدرس اصلی باحواس